به نام خدای مهربون
سلام به دوستای خوب ومهربون خودم که تو نبود من بازم لطف کردن و وبم رو تنهاش نذاشتن بالاخره منم امتحانام تمومید و سر و کلم پیدا شد تا یه دستی به سر و وضع وبم بکشم
امیدوارم که تو نبود من زیاد ناراحت نشده باشین من که دلم براتئن خیلی تنگیده بود مطمئنم دل شما هم برای من تنگیده چون دل به دل راه داره دیگه (اعتماد به نفسم هم بالاست مگه نه؟)
امروز اومدم تا یه مصاحبه خوشگل از سسک فابرگاس براتون بذارم که تو مجله دیدمش و خیلی باهاش حال کردم خیلی قشنگ بود صحبتای سسک خیلی به دلم نشست خوندنش خالی از لطف نیست براتون میذارم شما هم بخونین و نظرتون رو بهم بگین
منبعش هم مجله Sun Sport
گویا جادوی آرسن ونگر هنوز هم باعث شده است تا سسک فابرگاس فکر بازگشت به خانه را به مغزش راه ندهد .ونگر در سال های اخیر بازیکنان ارزشمند زیادی را از دست داده است .تیری هانری و ماتئوفلامینی و الکساندر گلب و اشلی کول و.... بازیکنانی بوده اند که در سالهای اخیر از آرسنال به تیمهای دیگر نقل مکان کرده اند اما گویا در این میان سسک فابرگاس جوان که مدتهاست بارسلونا به دنبال برگرداندن ان به تیمش است قصد جدایی از ونگر و آرسنال را ندارد.(اینم از معرفتشه بازم به معرفتش خیلی گله)
سسک فابرگاس: بارسا رادوست دارم ولی به آرسنال مدیونم
گویا بازهم به پیشنهاد بارسلونا برای ترک آرسنال جواب منفی داده اید؟
بله فعلا ترجیح می دهم در آرسنال باشم .این تیم به من نیاز دارد ومن که مدیون این تیم و مربی آن هستم نباید در این شرایط این تیم را رها کنم .از طرفی وقتی به بارسلونا نگاه می کنم می بینم که این تیم مهره های کلیدی و ارزشمند زیادی دارد که شاید حضور من در این تیم آنچنان ضروری و لازم نباشد وشایدحتی به نیمکت نشینی خودم منجر شود (به این میگن توپچی اصیل و بامعرفت)
اما شما توانایی این را دارید که خودتان را به ترکیب اصلی هر تیمی برسانید؟
متشکر اما واقعا همانطور که گفتم نرفتن من به بارسلونا به خاطر ترس از نیمکت نشینی نیست چرا که دیریا زود این موضوع مرتفع می شود. اما نگاه من نسبت به آرسنال و بخصوص آرسن ونگر این است که آنها به من میدان دادند فرصت دادند تا خودم را نشان دهم و این موضوعات برایم ارزشمند است. من سالها از آرسن ونگر تجربه کسب کرده ام واورا مانند پدرم می دانم وبه راحتی اورا ترک نمی کنم.(ایول قدرشناسی)
عده ای می گویند که ونگربا دادن بازوبندکاپیتانی به شما قصد داشته است تا شما رادر تیمش بزرگ کند تااز این تیم جدا نشوید؟
به هیچ وجه اینطورنیست. مگر بازوبند کاپیتانی تعلق خاطر می آورد که به خاطر ان بخواهم در این تیم بمانم؟ آرسن ونگربه این دلیل بازوبندکاپیتانی را به من داد که بتوانم به عنوان یک جوان باتجربه که به خوبی با تاکتیکهای او آشناهستم.بازیکنان دیگررا در زمین هدایت کنم.
اما همین موضوع باعث شد تا ویلیام گالاس وحبیب کلوتوره با شما رابطه بدی پیدا کنند؟
اصلا اینطورنیست.چه کسی شایعه کرده کخ من با گالاسوکولوتوره رابطه بدی دارم هر2انها از دوستان خوب من هستند بخصوص کلوتوره که رابطه بسیارصمیمانه ای باهم داریم.
فکرنمی کنید تیم شما بیش از اندازه جوان است و همین موضوع باعث شده است تا شما نتوانید به موفقیت برسید؟
آرسنال در 10 سال اخیر همیشه سعی کرده است تا جوان گرایی داشته باشد واین موضوع همواره جواب مثبت داده است ونگر مربی بزرگی است و می داند از جوانان جویای نام چطوراستفاده کند
اما شما به ندرت در تیمتان ستاره داریداز طرفی بازیکنانی که در آرسنال ستاره می شوند بعدازمدتی این تیم را ترک می کنند؟
من نمی دانم دلیل اینکه شما میگویید تیم ما ستاره نداردچیست؟ما در تیممان ستاره های جوان زیادی داریم همگی قابلیت بازی در دیگرتیم های بزرگ جهان را نیز دارند اما اینکه چرا برخی بازیکنان بعداز ستاره شدن تیم را ترک می کنند ....موضوعی نیست که من بتوانم به ان جواب بدهم .حتما آنها دلایل خود رادارند.
هانری و ویرا میگفتند که ونگر تحمل ندارد تا در تیمش ستاره داشته باشد و می خواهد ستاره تیمش خودش باشد؟
بدون شک در زمان حضورهانری و ویرا هم ستاره تیم ونگر بودنه انها.ضمن اینکه اگر کمی منطقی به موضوع نگاه کنیم میبینیم اکثر ستاره هایی که آرسنال را رها کردند حال و روز خوشی ندارند.
چرا...؟
دلیلش کاملا مشخص است چون انها درتاکتیکهای ونگر ستاره شده بودند و قطعا مربیان دیگر تدابیر وتاکتیکهای ونگر را ندارند.
البته اینکه یک بازیکن خودرا با تدابیر و تاکتیکهای مربیان دیگر وفق دهد به توانایی های بازیکن هم برمی گردد؟
صددرصد واین را هم باید قبول کنیم که شاید برخی از همان بازیکنان نتوانستند خود رابا شرایط خارج از آرسنال تطبیق دهند.
شما چطور...فکر می کنید قابلیت این را دارید؟
نمی دانم من همیشه تلاش میکنم که بهترین بازی رااز خود ارائه دهم حتی در تمرینات از تمام توانایی خود استفاده میکنم
خوب این هم از مصاحبه برای سسک آرزوی موفقیت دارم
تا یه آپ دیگه فعلا

نوشته شده توسط تارا در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 17:3